آرزوهایش به سان سردی برف، آب شد
آرزو رفت و تن اش یکباره چون سرداب شد
آرزو رفت و منِ بیهوده ماندم، بی نصیب
سوخت انسان، آبروی آدمی زرداب شد
=========
به یاد "آرزو"؛
کارتن خواب بی پناهی که در سرمای خیابان در همین هفته جان سپرد.
آخرین جمله اش این بود: «آرزو خیلی وقته که مرده.»