سرود آزادی — بی‌نام

برای جاویدنامان وطن

۲۰ ژانویه ۲۰۲۶

بند ۱

آنان رفتند برای آزادی

در آتش و خون، برای آزادی

اما نمردند، اما نمردند

آزاد شدند، آزاد شدند

چون کبوتر، رها از قفس

از بندِ شب، از حبسِ نفس

پر کشیدند، پر کشیدند

در صبح روشن، قد کشیدند

---

ترجیع‌بند (کُر)

آنکه مُرد، آنان نبودند

آنکه مُرد، ظلم و پلیدی‌ست

آنکه مُرد، ترسِ کهنه بود

نامِ انسان، جاودانی‌ست

(همه با هم)

آنکه مُرد، آنان نبودند

آنکه مُرد، ظلم و پلیدی‌ست

---

بند ۲

آنان انسان زیستند

انسان را زنده کردند

شرافتِ گم‌شده‌ی ما

با خون خود، برگرداندند

رفتند تا ما بمانیم

ایستاده، بی‌هراس

رفتند تا یاد بگیریم

نترسیدن، نترسیدن از سلاح

---

ترجیع‌بند (کُر)

آنکه مُرد، آنان نبودند

آنکه مُرد، ظلم و پلیدی‌ست

آنکه مُرد، ترسِ کهنه بود

نامِ انسان، جاودانی‌ست

---

بند ۳

بوی تعفن، بوی شب

نه ز خاکِ قهرمانان

از خانه‌ی اهریمن است

از تختِ ظلمِ حاکمان

لاله‌های سرخِ وطن

از خونِ دلیران دمید

ریشه در خاک، سر در نور

این سرزمین، زنده رسید

---

پل (آرام → اوج)

بنگرید، بنگرید

مردمِ ایران، یک صدا

زن و مرد و کودک و پیر

دست در دست، شانه به شانه

نامشان را فریاد زن

نامِ روشن، نامِ رها

تا جهان بداند امروز

این صدا خاموش نمی‌شود، هرگز

---

ترجیع‌بند نهایی (با قدرت کامل)

آنکه مُرد، آنان نبودند

آنکه مُرد، ظلم و پلیدی‌ست

آنکه مُرد، ترسِ کهنه بود

نامِ انسان، جاودانی‌ست

(تکرار آخر، کشیده و جمعی)

نامِ انسان

جاودانی‌ست

---

بند پایانی (فرودِ کوبنده)

چراغ‌ها را خاموش کردید

ما خود، نور شدیم

به رگبار بستید

ما جان شدیم، در رگِ این سرزمین

این فریاد خاموش نمی‌شود

تا سپیده، تا رهایی

دیری نمی‌پاید

اجلِ ظلم، قریب است… قریب

برای جاویدنامان وطن

به یاد هجده و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، در سرتاسر ایران زمین